ماه رمضان بود ، بعدازظهر يه روز پاييزي من و پسر خاله تصميم گرفتيم مثل هميشه بريم ماهيگيري . تجهيزات ماهيگيري رو جور كرديم و كوله پشتي رو برداشتيم و رفتيم به سمت نياكو. رودخونه نياكو در مسير لاهيجان به آستانه قرار داره و نزديك به ورودي شهر آستانه اشرفيه است.

رودخونه كوچك و خوبيه وماهي هاي خوبي مثل كپور، ماهي سفيد رودخونه اي و انواع كولي داره. ماهيگيري در ماه رمضان خيلي ميچسبید وگذر زمان رو حس نمي كردیم.  ما روزه داشتيم اما ماهي ها كه زير آب روزه حاليشون نيست يا شايد روزشون با ما كمي فرق كنه! بالاخره ماهي هايي رو پيدا ميكني كه روزه نداشته باشند و به سمت طعمه بيان. طعمه ما كرم و خمير نون بودكه البته ماهي هاي اين رودخونه معمولا غذاهاي گوشتي مثل جگر و كرم رو ترجيح ميدن . ما از كاسي (چوب بدون دستگاه) و سوزن شماره 10 كه براي صيد كولي و ماهيهاي كوچك مناسبه و نخ شماره 18 استفاده مي كرديم. و من از كرم براي طعمه استفاده مي كردم .

http://myflash.persiangig.com/sayyadaneshomal/niyako/niyako1.jpg

در مسير كنار رودخونه پياده رفتيم تا در مناسبترين نقطه ماهيگيري كنيم. ساعتها گذشت و ما ماهي اي نگرفتيم . انگار ماهي ها واقعا روزه بودن . اما هيجان ماهيگيري و اميد گرفتن ماهي ، ما رو همچنان كنار رودخونه نگه داشت. غروب شد و نزديك افطار. هوا تاریک شده بودو كم كم مي خواستيم برگرديم كه من يه ماهي گرفتم. اون بزرگترين ماهي اي بود كه در اين رودخونه به قلاب من افتاده بود و فكر كردم كه بايد يه كپور يك كيلويي باشه.  مدتي  ماهي رو نگه داشتم تا توي آب خسته بشه  و چون از چوب كاسي  بدون دستگاه استفاده ميكردم نمي تونستم كه نخ اضافه رها كنم و بايد كنار رودخونه حركت مي كردم .

 البته خوبي ماهيگيري در روخونه هاي كوچك و كم عرض اينه كه اگه ماهي بزرگي گرفتي فقط ميتونه در مسير طول رود خونه حركت كنه و اگه بشه با ماهي حركت كرد ديگه احتمال از دست دادن ماهي كمتره .اما در كنار رودخونه درخت و بوته هاي بلندي وجود داشت كه پسر خاله كمك كرد و شاخه هاي درخت رو خم ميكرد تا نخ رو از روي اونها عبور بدم. و اگه ماهي رو به بيرون از آب ميكشيدم بخاطر نازك بودن نخ ممكن بود نخ پاره بشه . تنهايي نمي شد ماهي روگرفت چون با سطح آب رودخونه حدود دو متر فاصله داشتيم . چه ميكنه اين پسر خاله !!! باز هم پسر خاله خودش رو به لب آب رسوند و بالاخره ماهي رو كه خسته شده بود گرفت.

يه ماهي سفيد رودخونه اي بود . اين ماهي جالب چون دهان بزرگي داره اسم ديگرش دهان گشاد هم هست و نام انگليسيش chub   . ديگه هوا تاريك شده بود كه اين ماهي رو گرفتيم ، شايد ماهي بيچاره مي خواست افطار كنه و غذا بخوره ! اما ديگه خودش غذاي افطاري ما شده بود.

                                                                                                           شايدماهي ها هم روزه ميگيرن ! واسه همين سحرها و غروب ها بهترين زمان ماهيگيريه. خلاصه هر روزي كه ماهي نميگيريم ياد خاطره اون روز ميفتيم و فكر ميكنيم شايد ماهيها بازم روزه دارند. و صبر ميكنيم تاغروب بشه. غروب هميشه موقع خوبي واسه ماهيگيريه.

                                                                                               بهنام