خاطره ماهیگیری دکتر روشن فومنی(خاطره کپوری که صیادش را صیدکرد)
خاطره کپوری که صیادش را صیدکرد
دوستی داشتم اسمش غلامعلی خجسته بود، اهل فشالم بازارجمعه ویاتولم شهرفعلی ،اوبیست سال داشت
درآبهای استخرراکد پسیخان ، که کنارجاده قراردارد ، همیشه با قلاب ماهی میگرفت . مثل افراد دیگر، روزهای تعطیل آنجابود
روزی از روزها، یک کپور عظیم الجثه گرفتارقلاب ماهیگیری اش میشود، اومتوجه میشود که اگر ماهی را با قلاب بالا بیاورد، قلاب پاره شده وکپور فرارمیکند تصمیم میگیرد لخت شده وارد مرداب شود ، درآب فرورفته کم کم با نخ قلاب
کپوررا داخل آب با دست بگیرد بعدانرا بالا بیاورد. وقتی وارد آب میشودنخ نایلونی تور را گرفته، هرجا ماهی میرفت اوهم دنبالش میرفت تا کم کم عرصه را به ماهی تنگ کندودستش به آبشش کپوربرسد...کپورته مرداب وارد لجن میشود
یک اطاق فرسوده ماشین داخل استخرنشست کرده بود. کپوروارد اطاق فرسوده میشودغلامعلی هم که زیرآب غوطه خورده ودرتعقیب ماهی بودوارد آن اطاق کهنه میشود . متاسفانه خزه های زیادی دورگردن غلامعلی می پیچدواو تقلا میکندتا خزه هارا ازدور گردنش بازکند--که نفسش زیر آب تمام میشود وهرچه تقلا میکند نمیتواندخودرا نجات دهدو غرق میشود.
افراد دیگری که درخشکی شاهد ماجرا بودند هرچه نگاه میکنندمیبینندازغلامعلی خبری نیست کم کم مردم همدیگررا خبرمیکنندوقتی من به آنجا رسیدم با سیل جمعیتی مواجه شدم که محل فرورفتن غلامعلی درآب استخررا بهمدیگر نشان میدادند.......چون خودم هم گاهی با غلامعلی همانجاکپورمیگرفتم وآنروز هم رفته بودم تا به او ملحق شوم. ازلباسهای غریق که درکنارجاده ولب استخردرآورده بوداورا شناختم باموتورسیکلت به منزلشان درروستای"فشالم"رفتم وبه پدرو دو برادرش موضوع را گفتم بعدباآنها به کناراستخربرگشتیم ،تمام ماشینهای عبوری وبنزهای کرایه ایی مسافرکش آنجا توقف میکردندتا ببینیندازدحام جمعیت برای چیست؟
خلاصه ازساعت دوازده ظهرتا شش عصرمردادماه تابستانی هیچ کس نتوانست برای غلامعلی کاری بکند. برادربزرگش غلامحسن چندباردرآب استخرفرو رفت ودنبال جسداو گشت امابازهم دست خالی بیرون آمد. همه مردم میگفتنداوغرق نشده چون اگر غرق شده باشدآب جسدش را بالا میآورد
چندنفرگفتنداحتمالا غرق شده ودرلجن فرو رفته است.
آتش نشانی رشت وپلیس و امداد گران ازبندرانزلی چند غواص حرفه ایی آوردند بعدازسه روز جسدغلامعلی رادرحالیکه داخل اطاق فرسوده ماشین گیرکرده بود ونخ توروقلاب ماهیگیری دورکمرش پیچیده بود پیداکردند ماهی کپورهم هنوز داخل تورگیرکرده وقلاب را قورت داده بودوقتی جسدرا بالا آوردند غواص کپور صیدشده را هم بالا آورده بود. وزن کپورصیدشده مرحوم غلامعلی هفتادکیلو بود...و دوازده کیلو خاویارداشت. هرکس نام آن ماهی را چیزی میگفت، یکی میگفت "سوف روغنی"یکی میگفت"اوشین"یکی میگفت"کلما"
وآن خاطره دردناک باعث شد من دیگر به ماهیگیری نروم ازطرفی برای ورود بدانشگاه تهران رفتم وازآنجا با جابجایی دانشجو به مشهد منتقل شدم قریب ده دوازده سال ازآن ماجرا میگذرد ولی خاطره آن کپورکه صیادش را صیدکردهرگز ازخاطرم محو نمیشود
همیشه بیاد حرف مادرم میافتم که صیاد سرانجام خوبی ندارد)-واین رباعی خیام نیشابوری که :
آن قصرکه جمشید دراو جام گرفت-----آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گورمیگرفتی همه عمر-----دیدی که چگونه گوربهرام گرفت
غلامعلی خجسته خیلی دوست خوب وبامعرفتی بودیاد وخاطره اش گرامی باد. پایان
ارسال خاطره از دکتر روشن فومنی
اگه شما ماهی بزرگی را بدون تجهیزات صید کنید چه کار می کنید؟
به نظر شما آیا ماهی ای که غلامعلی گرفت واقعا کپور بود؟واشتباهی که این ماهیگیر مرتکب شد چه بود؟